شمشاد امیری خراسانی

متولد بهمن ماه 72 -نویسندگی و طراحی وب رو به صورت حرفه ای دنبال می کنم - تاریخ کهن کشورم را دوست دارم ... ساکن کویرم دیار کریمان
باران هنوز هم ! یادت رهایم نمی کند ولی تو چه راحت رهایم کردی و نگاههت را به ابرهای بهاری باختی من هنوزم یک ابری سیاه و طوفانی و پر از بارانم . مراقب خودت باش

شبکه های اجتماعی

۱

شاید!

 

۰

گذری کن

 دلنوشته ها

 

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی

گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی

پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید

وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی

گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»

وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی

۰

یک روز خوب

 دست نوشته ها

امروز یکی از روز هایی بود که حسابی به خوبی و به کام گذشت

روزی بود که بعضی از دغدغه های زندگی از دوشم برداشته شد ، و کمی احساس سبکی می کنم!


یه جورایی ثابت شد که همیشه تولد آدم بد نیست! همیشه نباید موقع تولد منتظر اخبار و حوادث بد بود

خدا را سپاس

12:17

۰

ابری ترین هوای دلم دوست دارمت

 دلنوشته ها

ابری ترین هوای دلم دوست دارمت

لیلای قصه های دلم دوست دارمت


زیباترین غزل،غزل زندگانیم

در عمق انزوای دلم دوست دارمت


با سایه های بی کسیم در هجوم درد

ای درد مبتلای دلم دوست دارمت


آری شکسته ای دل من را ولی بدان

با تکه تکه های دلم دوست دارمت


نیمائی و سپیدو غزل های دفترم

شاعر ترین برای دلم دوست دارمت

۰

تنهاییم را پنهان می کنم

 دلنوشته ها

در " نقاشی هایم " تنهاییم را پنهان می کنم...

در " نوشته هایم " درد دلم را...

در " دلم " دلتنگی ام را...

در " سکوتم " حرف های نگفته ام را...

در " لبخندم " غصه هایم را...

" دل " من.........

چه خردساااااال است...!!!

ساده می نگرد..!!

ساده می خندد..!!

ساده می پوشد..!!

ساده می گرید..!!

" دل " من.........

از تبار دیوارهای کاهگلی است...!!!

ساده می افتد..!!

ساد ه می شکند..!!

ساده می میرد..!!

"" خیلی ساده ""

۰

ﻧﺎﺯﮐﻦ ﺗﺎﺭﻭﺯﻭﺷﺐ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﻨﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡ

 دلنوشته ها

ﻧﺎﺯﮐﻦ ﺗﺎﺭﻭﺯﻭﺷﺐ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﻨﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡ

ﺗﺎﻗﯿﺎﻣﺖ ﺷﺎﻋﺮﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡ

ﺍﺯﺍﺯﻝ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺗﺼﻮﯾﺮﺩﻧﯿﺎﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ

ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪﺗﺎﺍﺑﺪ ﻣﺤﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡ

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ

ﻗﺎﯾﻘﻢ ﺭﺍﺑﺸﮑﻨﯽ ﺗﺎﻏﺮﻕ ﺩﺭﯾﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡ

ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺭﺯﻭﻭﺟﻤﻠﮕﯽ ﺍﻣﯿﺪ ﻣﻦ

ﺁﺭﺯﻭﺩﺍﺭﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡ

ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﻦ ﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ

ﮐﺎﺵ ﻣﻦ ﻫﻢ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯﮐﻞ ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡ

ﺩﺭﺗﻤﺎﻡ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﻓﺮﺩﺍﯾﻢ ﺗﻮﯾﯽ

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺍﻣﯿﺪ ﻓﺮﺩﺍﯾﺖ ﺷﻮﻡ

ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺍﮔﺮﻗﺎﺑﻞ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺍﯾﻦ

ﻗﺼﺪﺩﺍﺭﻡ ﺷﺎﻋﺮﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡ

۱

هیچ چیز تو دنیا قشنگ تر از بید مجنون نیست!

 دست نوشته ها

هیچ چیز تو دنیا قشنگ تر از بید مجنون نیست!

هیچ چیز تو دنیا قشنگ تر از بید مجنون نیست!

تمام عمر یکطرف ،زمانی را که در کنار بید مجنون سر می کنی یک طرف!

//دستنوشت

بید مجنون

لیلی چو از این جهان فانی

بگذشت به دوره جوانی

مجنون که همیشه یار او بود

پیوسته سر مزار او بود

چوبی بنشاند در کنارش

تا گم نکند ره مزارش

هر روز که سر بر آن بسایید

خوناب جگر بر آن ببارید

شد چوب ز اشک چشم او تر

بر رست و بگشت سایه گستر

شد شاخه ی سبز آن نگونسار

در بر بگرفت تربت یار!

گفتند مراقبان دلخون

این است درخت بید مجنون

آزاده و بی ثمر چو لیلاست

هر جا که بود همیشه زیباست!