شمشاد امیری خراسانی

متولد بهمن ماه 72 -نویسندگی و طراحی وب رو به صورت حرفه ای دنبال می کنم - تاریخ کهن کشورم را دوست دارم ... ساکن کویرم دیار کریمان
باران هنوز هم ! یادت رهایم نمی کند ولی تو چه راحت رهایم کردی و نگاههت را به ابرهای بهاری باختی من هنوزم یک ابری سیاه و طوفانی و پر از بارانم . مراقب خودت باش

شبکه های اجتماعی

۱۶ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

۰

آقا معلم-داستانک

 داستان های من

آقا معلم چوبش را بالا آورد و گفت: ساکت! کسی حتی اجازه هم نگیرد!
حسن کچل بلند شد و گفت: آقا اجازه؟! صدا!
آقا معلم چوبش را بالا آورد بر ته سر حسن کچل کوبید....

معلم به کناری رفت و گفت محسن سخن ما دیروز چه بود : محسن دستی بر فکلش کشید و گفت آقا اجازه موه های همه بلند باشد!

28 بهمن 1393
۰

بانو باران

 دلنوشته ها دست نوشته ها

ایشا... شاد زندگی کنی


انتخابت محترم ولی ایکاش خاطراتتم مثل خودت محو میشد

سومین تولدم بود که به بهانه ....

 من تا آخرمثل مرد موندم ولیــــ

امیدوارم به اندازه ای دوست داشته باشه که فکرش میکنی

امیدوارم هیچوقت براش یکنواخت نشی

تو گفتی قسمت نبود ، شاید ،شاید قسمت! نبود

خوش بگذره

۰

عجب حس عجیبی دارم

 دست نوشته ها

انگار اینبار حسی را تجربه میکنم که برایم تازگی دارد

دیگر ذهنم مجالی برای محاسبه آمدنت را ندارد

دیگر حتی خداوند هم سکوت کرده ، شاید شرم حضور دارد

چرا دیگر صدای پرندگان به گوش نمیرسد


دیگر اسمت سنگین شده

ترس دارم از آوردن نامت

گویا

۰

بانوی باران

 دست نوشته ها

اعتراف می کنم که من بین دنیا و تو ،تو را انتخاب کردم

اعتراف می کنم که تو بین من و او ،او را انتخاب کردی

اعتراف می کنم که که تو دنیا من هستی

اعتراف می کنم تو حلقه دیگری را در دست داری و مـــــــــــــن هنوز یادت را با تمام       دخترک ها  دنیا طاق نمی زنم ،توان اینکار را ندارم

هنوز هم لحظه ای از یادت مرا از دنیا بیخیال می کند!

هنوز هم هر چه دلم را فریب می دهم یادت ،به یکبار دنیایم را زیرورو می کند


هیس همه ساکت باز یاد او را کردم،چرا او یاد مرا نکرد

دنیا ساکت، همه غایبند، همه مرده اند

خدایا چه گونه پاسخ مرا می دهی > اگر نامحرمی دستش را بگیرد



دنیا بمیر،یارم مرا انتخاب نکرد

کات ،با خدا کار دارم