شمشاد امیری خراسانی

شرح مختصری از احوال من

۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

چشمانمان را باز کنیم

ادای آدم بودن را در می آوریم در صورتی که جسمکی پر از پز بیش نیستیم!

خود را مقید به عقاید میدانیم، ولی پوستی خالی از منطق و انسانیتیم!

کل زندگیمان اداست! کل کارهایمان ریاست! کل افکارمان پوچ بی معناست!
ترسو تر از آنیم که ادعایش را میکنیم! فقط نعره ای از روی هوایــم
--------------
صبر کنید!
-------------
خودمان باشیم ادا در نیاوریم! خودمان باشیم! بپذیریم! انسان باشیم! جرات داشته باشیم!
چشمانمان را باز کنیم!

آدمی را آدمیت لازم است!
عود را گر بو نباشد هیزم است!

۲۶ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۱۴ ۱ نظر
شمشاد امیری خراسانی

غیرت!

میگذریم! به سادگی! چشمانمان کور است! قلب هایمان کور است! اما ادعایمان چون خورشید تابان ،پر فروغ! است.


دم از آمار ها میزنیم ولی آمار واقعی زیر پلک چشممان پنهان است!


ادعای شیرین کردن آب دریا داریم! اما آب حوض خانه مان شور است!

بهشت جهنم ،پاداش و جزاست ، آذم باشیم چشمان پرفروغ این کودک را  دریابیم تا از فروغ نیفتاده است!

جهنم جز چشمان گریان کودکیست؟

۲۵ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۳۴ ۱ نظر
شمشاد امیری خراسانی

من

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم!

شراب با تو حلال است و آب بی تو حرام!

۱۲ شهریور ۹۳ ، ۰۲:۰۳ ۰ نظر
شمشاد امیری خراسانی

تا نیمه چرا ای دوست؟

تا نیمه چرا ای دوست؟

لاجرعه مرا سر کش

من فلسفه ای دارم:

یا خالی و 

یا لبریز...

__________

(محمدعلی بهمنی)

۱۲ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۴۹ ۰ نظر
شمشاد امیری خراسانی

درود بر بانو باران

درود بر بانویی که یکی از شخصیت های مبهم افکار من هستند و هر وقتم نظر می گذارند جوری میگذارند که نمیشود پاسخ داد!

یکی از رویاهای من شده درستو حسابی بتونم جواب بانو باران رو بدم.

درود بر شما پاینده باشید بانو بزرگوار

:)

۱۲ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۴۳ ۰ نظر
شمشاد امیری خراسانی

دنیای من

اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند
دیگر گوسفند نمی درند
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند!

ولی من ترجیح میدهم شیر باشم و نگریم!

۱۲ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۴۰ ۰ نظر
شمشاد امیری خراسانی

باز هم تو

باز هم یاد تو افتادم، یاد خاطره هایت و مهربانیت ولی کاری که خاطره های تو با من کرد بزرگترین دشمن زندگیم با من نکرد


۰۴ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۳۹ ۱ نظر
شمشاد امیری خراسانی

چاپلوسی

این موضـ(چاپلوسی)ـوع از زمان حضرت آدم بوده تا به الان!

برای به دست آوردن مقام،برای در امان ماندن از خشم کسی،برای زدن زیراب کسان دیگر!!!


ولی در کل این کار اصول ابتدایی انسانیت را زیر سوال میبرد و می توان به نوعی گفت که فرد دارد خود فروشی می کند و حتی میتوان نام خود فروش را بر این فرد نهاد.


انسانیت بر طبق راستی است ، برطبق یک روییست نه اینکه خود را به دورو دورنگی بزنیم تا شاید برای سودی در بر داشته باشد.


چیزی که قطعی هست این است که آدم ها چاپوس همیشه در طول تاریخ منفور عوام مردم بوده اند!

رک بودن معقول در برابر آدم ها مستعمره گر و سانسور نکردن خود ازترس کس یا چیزی بهترین راه است.

در واقع زمانی ما به پیشرفت خواهیم رسید که حرفی برای گفتن داشته باشیم نه اینکه خود را با سانسور کردن در یکنواختی عامه نگه داریم!


به شخصه حتا اگر قشر نسیتا زیادی برای این از من برنجند که چرات حرفـ(حساب)ـی را زدم که به مزاج بعضی اشخاص خوش نیامد ،به طور یقین اعتنایی نخواهم کرد و ترجیح میدم به راه خودم ادامه بدهم!

۰۲ شهریور ۹۳ ، ۱۵:۱۶ ۰ نظر
شمشاد امیری خراسانی