شمشاد امیری خراسانی

متولد بهمن ماه 72 -نویسندگی و طراحی وب رو به صورت حرفه ای دنبال می کنم - تاریخ کهن کشورم را دوست دارم ... ساکن کویرم دیار کریمان
باران هنوز هم ! یادت رهایم نمی کند ولی تو چه راحت رهایم کردی و نگاههت را به ابرهای بهاری باختی من هنوزم یک ابری سیاه و طوفانی و پر از بارانم . مراقب خودت باش

شبکه های اجتماعی

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

۰

گاهی اوقات!

 دست نوشته ها

*گاهی اوقات!*

/دست نوشت


گاهی اوقات هر چه که انجام می دهی حرفاهای *دلت* به بی راهه می رود!

هر کاری هم انجام بدی در نهایت حرف های دلت مسیرشان را گم می کنند.

حرف هایی که مسیرشان را گم کرده اند و به جملات در هم تبدیل می شوند


گاهی حسی در وجودت هست که نمی توانی حرفش را بزنی! 


بعضی ها،آنچنان _بدجور_ حست را به بازیچه گرفته اند ، که (ناخودآگاهت به همراه غرورت) بدجور مانع ابراز عواطفت می شود.

غرورت را هم کامل کنار گذاشته ولی باز نمی توانی حرفت را بزنی.


** بعضی زخم ها، آنقدر اثرشان عمیق است که در اوج تنهایی ،حرف زدنت را هم از تو می دزدند! وزن و جمله بندی حرفهایت را به هم می زنند.


یادت میرود که چگونه حرف دلت را بزنی!

یادت میرود که چگونه بگویی ،*دوستت دارم* **


و جملات راهش را گم می کنند ، جملاتی که از واقعیت ها وجودت بلند می شود . مثل جمله ای که منطق را به بازی میگیرد :که هر ثانیه فکر تو با من است و رهایم نمی کند.


مثل جمله هایی که فریادشان اینست که، چه بخواهم چه نخواهم عاشق کسی شده ام که جنسش از ضمیر ناخودآگاه است.

جملات بدون جاذبه و شکلی که فقط می خواهند به من بگویند دچار عشقی شده ای که تمام احوالت را باطل کرده


شده ام مانند سربازی که تنها یونی فرمش برایش مانده با کلاهی که نشان از اقتدار درونش داشت! ولی تنها در مقابل تو ایستاده ،که با اخم وکوچکترین جمله ای از تو زانو میزند و مقابل تمام ارتش های جهان تسلیم میشود،     دست هایش را پشت سرش می گذارد و آخرین کلمه را به زبان می آورد: حق با شماست.


/دست نوشت

۲

من از قلب هزاران جنگل و صحرا گذر کردم

 دلنوشته ها

«من از قلب هزاران جنگل و صحرا گذر کردم

به دنیای قشنگ و خوب خوش‌بختا سفر کردم

اومدم با هزار سختی

واسه دیدار خوش‌بختی

ولی در ساحل دریای آزادی

دلم خوش نیست

تو این شهری که گوشا کر شده از شیون شادی

دلم خوش نیست»

۰

به سوی تو (کورس سرهنگ زاده)

 نماهنگ


به سوی تو به شوق روی تو

به طرف کوی تو سیپیده دم آیم

مگر تو را جویم بگو کجایی

نشان تو گه از زمین گاهی

از آسمان جویم ببین چه بی پروا

ره تو می پویم بگو کجایی

کی رود رخ ماهت از نظرم

نظرم، به غیر نامت کی نام دگر ببرم

اگر تو را جویم

حدیث دل گویم بگو کجایی

به دست تو دادم دل پریشان دگر چه خواهی

فتاده ام از پا بگو که از جانم

دگر چه خواهی

یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من

دگر چه پرسی ز حال من

یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من

دگر چه پرسی ز حال من

تا هستم من اسیر موی توام

به آرزوی تو ام

اگر تو را جویم حدیث دل گویم

بگو کجایی

به دست تو دادم دل پریشانم

بگو کجایی

فتاده ام از پا بگو که از جانم

دگر چه خواهی


دریافت
حجم: 4.06 مگابایت
توضیحات: آهنگ به سوی تو - کورس سرهنگ زاده