از مرد بودنم خجالت می کشم وقتی بعضیارو میبینم که نه قیافشون شبیه مرداست نه حرف زدنشون نه ادعا کردنشون


ادعات ،همش به این باشه که با دل چندتا همزمان بازی می کنی.

بعضیا آدم فکر می کنه ،حتما گوسفندای باباشونو فروختن که


نمیدونم چرا وقتی فیس بعضیارو میبینم عمرا باهاشون کانکت نمی شم (حتی در حد سلام علیک) می خوام جف پا برم تو سرتشون


امروز دو سه تاشون توی محل کار زیارت کردم، عجیب موجودات نازنینین.

جالبتر که این حضرات وقتی داشتن با دوستم حال احوالی میکردن یه بچه دعا فروش اومد توی کافینت ،گفت عاقا! کارت بکشم پولم میدی؟ گفتم باشه! رفت از توی ماشین یه بانو  کارت گرفت اومد کشید و رفت چندتا دعا یا نمی نمیدونم چی داد بانوی تو ماشیم



عجیب تناقض قشنگی بود این پسره وقتی توی کافینت بود و اون حضرات هم حاظر!



یعنی تراژدیک ترین صحنه جاییه که ببینم امثال این حضار وقتی دارن با هم حرف میزنن بگن مردونه؟



البته دارم دوستایی که زخم شلوارشونو نمیشه شمرد یا مدل موشونو ولی دلشون عجیب دریاست، یه تار موی گندیدشونم با اینا عوض نمی کنم چون میدونم سرکشن و مرامشون بی پیایان نه چیز دیگه