دلت که بگیره بغضی هم راه گلوت رو میگیره و صدات میگیره اون موقع هست که بهت میگن چرا مراقب خودت نبودی؟

اما کسی که از دل تو خبر نداره.. و اون موقع هست که دلت بیشتر میگیره و اصلا هم تقلایی برای خوب شدن صدات نمیکنی چون دلت نمیخواد با هیچ احدی حرف بزنی..
 دلت که بگیره فقط دلت میخواد بری بشینی بغل تنگ ماهی قرمزت که سال گذشته مرده و زار زار گریه کنی.. دلت که بگیره دوست داری با همه دعوا کنی که هیشکی نیاد طرفت و تنهای تنها باشی..

 دلت که بگیره حتا به بچه های دست فوروشم که نگاه بکنی بغض میکنی.. حال این روزای منم غمگینه و گرفتس. دلم میخواد دیگه نباشم.. دلم میخواد دیگه نفس نکشم.. دلم میخواد دیگه نباشم و نبینم رفتار بد آدمای اطرافمو.. نشنوم دوروغ.. نبینم دورویی.. اما نمیشه.. این دنیا دیگه آدماش درست بشو نیستن.. خدایا؟؟؟ اون بالا برای منم جایی هست؟