گاهی به آخرش میرسد! به آخر ،آخر! ته،ته،ته! تا خرخره!

تحمل تموم میشه!

حتی یک ثانیه را هم تاب نداری!

بیتابی! همه چی نامیزوم است! همه لج کرده اند!


در اینجا باید محتاط بود،باید صبور بود! کمی باید صبر کرد، ولی تا کجا! دیگر توان صبر کردن هم ندارم!

ولی چاره ای نیست باید صبر کرد، صبر صبر و تلاش،

بلی ساده نیست! قرار هم نبوده که ساده باشد!

بدخلقی و یا فریاد بر سر کسانی که در مقابل ما تسلیمند! چیزی را حل نمی کند! چیزی را درست نمی کند! چیزی را پیش نمیبرد! گره ای را باز نمی کند! یلکه ما را در طالاب تنهایی، تنها و تنهاتر می کند! زندگیمان را تیره و تیره تر می کند!


نه موجودی خاص هستیم و نه آهنی که زنگ نزند! ولی باید کمی صبر کنیم! از کجا معلوم فردا روزی خوب نباشد؟ از کجا معلوم پس فردا با قه قه هایی حال این روزمان را به تمسخر نگیریم؟

با غصه خوردن و فکر خیال چیزی درست نمیشود! چیزی حل نمیشود! باید امید داشت به جلو رفتن، لازمه این ایمان تکیه بر قدرت بیپایانیست که احساس امنیت کنیم! احساس آرامش کنیم!


منضورم خدای کلیشه ها نیست! خدایی که صدامونو میشنوه نیست! یا خدایی که سختگیره!

خدایی که داره نگاهمون می کنه و همش ذکر این زیر لببشه که فرزندم آرام باش ، کمی صبر کمی صبر همه چیز درست میشود.


توقع نداشته باشیم که خدا یه هویی مثل سوپر من و یا رستم دستان بپره پایینو همه مشکلاتو حل کنه!

بهتره که بعضی اوقات محیط یکنواختمان را تغیر دهیم مثلا برای چند روز به محیطی آرام برویم تا ببینیم با خود چند چندیم!

یاری مهربان برگزینیم و باهاش دردودل کنیم!


خدا خدای خوبیست! فقط زمانی میتواند یار و همدم ما باشد زمانس میتوانیم در آغوشش به خواب برویم که باورش داشته باشیم ... او را باور داشته باشیم...


از ته دل صدایش کنیم به خودش سوگند صدایمان را میشنود! فقط بی انصاف نباشیم!